کارشناسان کسبوکار معتقدند بازاریابی مانند اولین قرار ملاقات با یک فرد جدید است. در این ملاقات باید سعی کنید بهترین رفتار را از خود نشان دهید تا تاثیری عمیق روی مخاطب بگذارید. پس از آن مراحل آسانتر شده و قرارهای بعدی به ترتیب پیش میآیند.
اصل برندسازی نیز به همین گونه است. شما با برندسازی تجربهای کلی از کسبوکار خود را به فرد مقابل ارائه میکنید. او در نتیجه دیدی شفاف نسبت به آنچه انجام میدهید خواهد داشت و در نهایت به اندازهی کافی برای خرید محصول یا خدمات شما ترغیب خواهد شد.
بسیاری از کارآفرینان به خاطر بودجهی کم یا انتظار برای رسیدن به زمان مناسب، برندسازی را به تعویق میاندازند. واقعیت این که هرچه برای برندسازی تعلل کنید، بازار هدف استقبال مناسبی از شما نخواهد داشت. در نتیجه بهتر است کارآفرینان تازه کار با مفاهیم اساسی شروع کرده و تا آنجا که میتوانند با بهکارگیری ابزارهای ارزان یا رایگان، برندسازی را هرچه سریعتر اجرا کنند. در ادامهی این مقالهی زومیت به بررسی پنج راهکار ارزان یا رایگان برای شروع برندسازی میپردازیم.

راهنمای سبک برند تعاریفی از برند شما و نحوهی معرفی آن به بازار خواهد داشت. این راهنمای سبک، یک حضور استوار از کسبوکار شما را با استفاده از هر ابزار موجود ایجاد خواهد کرد؛ بهگونهای که برند برای تمامی مشتریان حاضر و مشتریان جدید قابل شناسایی و درک باشد. این راهنما میتواند بسته به تصمیم شما ساده یا پیچیده باشد. موارد کلی که باید در این راهنما ذکر شوند عبارتند از:
آمادهسازی سبک برند نیاز به زمان و تلاش دارد و قطعا هزینهی پولی نخواهد داشت؛ مگر این که به فکر استخدام مشاور در این زمینه باشید.
لوگوی خود را با توجه به سبک طراحی شده در بخش قبل آماده کنید. لوگو در همهی بخشهای بصری کسبوکار از کارت ویزیت تا وبسایت حضور خواهد داشت پس باید تمامی شاخصههای شرکت شما را بهصورت بصری به نمایش بگذارد. برای شروع میتوانید به وبسایتهای طراحی رایگان یا ارزان لوگو سر بزنید. علاوه بر آن، طراحان فریلنسر نیز در سرویسهای مختلف آمادهی طراحی لوگوی شما با قیمت مناسب هستند. البته پیش از همهی این مراحل، لوگوی رقبا و همچنین کسبوکارهای الهامبخش خود را بررسی کنید. المانهای مورد علاقهی خود را کشف کنید و در نهایت لوگویی طراحی کنید که بهخوبی برند شما را به نمایش گذاشته و مشتریان هدف را جذب کند.

امروزه نیاز به وبسایت اینترنتی بر هیچ کس پوشیده نیست. تحقیقات نشان میدهد شرکتهای دارای وبسایت بیش از رقبای سنتی خود درآمد خواهند داشت. وبسایتها فروش را افزایش میدهند، اعتماد مشتریان را جلب میکنند و حضور بازاریابی شما را شبانهروزی میکنند. در نتیجهی همهی این اتفاقات رشد شرکت تضمینشده خواهد بود.
چالش اصلی این که توسعهی وبسایت احتمالا هزینهی زیادی دارد؛ اما فراموش نکنید که دنیای امروزی فناوری ابزارهای رایگان یا ارزان متنوعی را در اختیار کسبوکارهای کوچک قرار داده تا در مراحل اولیهی بازاریابی کمترین هزینه را برای این بخش داشته باشند. این سرویسها با رشد شرکتها و توانایی برای هزینهی بیشتر، خدمات جدیدتری را در اختیار آنها قرار میدهند. در نهایت اگر هزینهای هرچند کم را برای بازاریابی کنار گذاشتهاید، این بخش بهترین موقعیت برای خرج کردن آن است.
شبکههای اجتماعی رایگان بوده و ابزاری مفید برای ساختن برند هستند. البته این وبسایتها خدمات پولی برای تبلیغات یا آنالیز حرفهای مخاطبین را ارائه میدهند که قطعا برای یک کسبوکار نوپا الزامی نیست. فراموش نکنید که قدرت گرفتن در شبکههای اجتماعی نیازمند حضور ثابت و حرفهای در آنها است. قدم اول در این بخش نیز تحقیقات است. در نتیجهی تحقیقات میتوانید شبکههای مناسب برای کسبوکار خود را پیدا کنید تا از طریق آنها به مخاطبین بالقوه و افراد تاثیرگذار در صنعت دسترسی داشته باشید.
امروزه ابزارهای رایگانی برای مدیریت شبکههای اجتماعی و حتی طراحی پستها مخصوص هریک از آنها در دسترس کاربران است. با جستجویی ساده میتوانید انواع داخلی و خارجی این ابزارها را یافته و بدون هزینهی زیاد، حضور خود را در دنیای مجازی پررنگتر کنید. در نهایت نظم انتشار محتوا را فراموش نکنید. با تدوین یک تقویم منظم برای بهروزرسانی صفحات شرکت در این وبسایتها، اطلاعات مفید در مورد ماموریت و چشمانداز خود را با مخاطبین به اشتراک گذاشته و شخصیت خود را نیز بهخوبی نشان دهید.

وبلاگنویسی یکی دیگر از راهکارهای تاسیس برند و ترغیب مخاطبین است. در این بخش برندسازی لحن و صدای شرکت اهمیت بالایی دارد. لحن خود را عامدانه در ارتباطات متنی رعایت کرده و با ثبات، آن را حفظ کنید. در وبلاگ شرکت تخصص خود در صنعت را شرح دهید و در مورد اتفاقات جاری یا هر اطلاعات مرتبط با مخاطبین هدف، محتوا منتشر کنید. داستانگویی در مورد اتفاقات و پیشرفتهای شرکت نیز برای مخاطبین جذاب خواهد بود. این اطلاعات کمکم ارتباط شما را با مشتریان شخصیتر خواهد کرد.
بعلاوه وبلاگنویسی فرصتی است که دیگر فعالین صنعت یا تاثیرگذاران آن را به همکاری در تولید محتوا دعوت کنید. میتوانید از آنها بهعنوان نویسندههای میهمان وبلاگ استفاده کنید. کلید برندسازی در این بخش، ارائهی محتوای تازه و منظم است که مخاطبین را به رجوع مجدد به وبلاگ شما تشویق کند. در این مورد نیز قطعا سرویسهای رایگان متعدد را میشناسید. البته میتوانید وبلاگ خود را بهعنوان بخشی از وبسایت اصلی راهاندازی کرده و با این کار از ترافیک جذب شده برای افزایش اعتبار وبسایت نیز استفاده کنید.
در نهایت به یاد داشته باشید که برند، پایهی کسبوکار شما است. البته نیازی نیست که در ابتدای کار میلیونها تومان برای شکلدهی این بخش هزینه کنید. قدم اصلی طراحی سبک برند است و پس از آن باید در تمامی بخشها از لوگو تا وبلاگ آن را حفظ کرد. یک برند عالی قطعا بازدهی مالی بالایی خواهد داشت. پس بدون اتلاف وقت از همین امروز برای ساختن آن اقدام کنید.
راهها و ابزارهای زیادی برای محافظت از اطلاعات شما وجود دارد که اکثرا نیازمند ورود با اکانت ادمین به سیستمعامل است. اما این برنامه دیگر نیازی به ادمین بودن ندارد و بر روی همهی اکانتها کار میکند.

نسخهی رایگان Rohos میتواند تا ۸ گیگابایت را مخفی کرده یا رمزگذاری کند. همچنین با نصب Rohos Disk Browser بر روی فلش، دیگر نیازی به نصب بودن این نرمافزار بر دیگر کامپیوترها ندارید و میتوانید هرجایی به اطلاعات خود دسترسی پیدا کنید. برای کار با این برنامه کافیست Encrypt USB drive را انتخاب کرده و پس از وارد کردن پسورد، بر روی Create disk کلیک کنید.

برای باز کردن اطلاعات رمزگذاریشده، باید فایل Rohos Mini.exe را از فلش خود باز کرده و پسورد را وارد کنید تا اطلاعاتتان بر روی درایوی دیگر مونت شده و به شما نمایش دادهشوند. برای بستن Rohos هم کافیست در Taskbar بر روی آیکون آن کلیک راست کرده و Disconnect را بزنید.
این نرمافزار ادامهای بر برنامهی معروف TrueCrypt است و به صورت برنامهای قابل حمل عرضه شدهاست. این نرمافزار به ورود توسط اکانت ادمین نیاز دارد و محدودیت نسخهی رایگان آن ۲ گیگابایت است.روش رمزگذاری آن on-the-fly است و از ترکیب چندین الگوریتم متفاوت استفاده میکند و همانند برنامهی قبلی یک درایو مجازی ایجاد میکند که با وارد کردن رمز، فایلهای اصلی را نمایش میدهد.

برنامه را دانلود و بر روی فلش خود نصب کنید. سپس آن را اجرا کرده و Create Volume را بزنید. برای رمزگذاری کل فلش خود، Encrypt a non-system partition/drive را انتخاب کنید و در صفحهی بعد آشکار یا مخفی بودن درایور را مشخص کنید. دقت کنید که اگر میخواهید آن را مخفی کنید، ابتدا باید فلش خود را کاملا فرمت کنید.

فرض میکنیم که به جای گزینهی مخفی، روش عادی(Standard) را انتخاب کردید. در اینجا فلش خود را انتخاب کنید و در صفحهی بعد، Encrypt partition in place را بزنید. در صفحهی تعیین نوع رمزگذاری بر روی Encryption و Hash Algorithm کلیک کنید و سپس پسورد مورد نظر خود را وارد کنید. در صفحهی بعدی که باز میشود، رمزگذاری بر اساس سرعت حرکت موس شما صورت میگیرد و بنابراین باید موس خود را درون صفحهی مخصوص نمایش دادهشده سریع و دیوانه وار بچرخانید تا نوار پایین پر شود و رمزگذاری پایان یابد. نهایتا در صفحهی بعد هم Wipe Mode را انتخاب کرده و برای امنیت بالا، بیشترین تعداد را انتخاب کنید. حال Encrypt را بزنید تا رمزگذاری بر اساس تمام اطلاعات وارد شده صورت بگیرد.
این برنامه بر روی تمامی سیستمهای عامل کار کرده و به اکانت ادمین یا حتی نصب کردن نیازی ندارد. البته لازم به ذکر است که برای رمزگذاری باید در ابتدا یک فایل Exe را باز کنید.

بعد از دانلود برنامه، آن را بر روی فلش خود کپی کرده و فایل اجرایی را باز کنید. در صفحهی باز شده پسورد خود را وارد کرده و Create را بزنید. از این پس با اجرا کردن این فایل، صفحهای باز میشود که از شما پسورد میخواهد و با وارد کردن این پسورد، یک درایو جدید به وجود میآید که در اصل همان اطلاعات رمزگذاری شدهی شماست.
راحتترین راه برای پاک کردن این نرمافزار، فرمت کردن فلش است. توجه داشته باشید که برخلاف صفحهی دانلود، این نرمافزار از زبان انگلیسی هم پشتیبانی میکند.

کاربران سیستم عامل مک، به نرمافزار ثالث نیازی ندارند و کافیست پس از فرمت کردن فلش توسط سیستم HFS+ اپل(موجود در برنامهی Disk Utility مک)، روی آن کلیکراست کرده و Encrypt را بزنند و پسورد خود را وارد کنند. پس از گذشت زمانی اندک، این فرایند تکمیل و فلش رمزگذاری میشود.
این نرمافزار برای سیستم عامل لینوکس ساخته شدهاست و تنها بر روی همین سیستمعامل(چه هنگام رمزگذاری و چه هنگام دسترسی به فایلها) کار میکند. برای رمزگذاری فلش توسط این برنامه باید Gnome disk utility و Cryptsetup را بر روی سیستم خود نصب کنید، سپس Disks را از دسکتاپ انتخاب کرده، فلش خود را برگزینید و نهایتا پسورد مورد نظر خود را وارد کنید.
اگر به دنبال رمزگذاری بر روی تنها چند فایل و پوشه هستید، میتوانید از نرمافزارهای دیگری نیز استفادهکنید.
برای مثال ورد و اکسل قابلیت رمزگذاری بر روی فایلهای خروجی خود را دارند. در Word باید از منوی File به بخش Info رفته و در قسمت Protect Document، گزینهی Encrypt with Password را بزنید.

بد نیست به صورت مختصر به برنامهی PDFTK Builder هم اشاره کنیم که به قابل حمل بوده و بر روی PDFهای شما رمز میگذارد.
برای رمزگذاری بر روی چندین فایل هم میتوانید از نرمافزارهای مطرحی مثل ۷-Zip و Winrar استفادهکنید. برای مثال در ۷-Zip باید روی فایلهای خود کلیکراست کرده و Add to Archive را بزنید و در صفحهی باز شده پسورد خود را وارد کنید.
کامپیوترها صرف نظر از نوع و قدمت خود دارای پورتهای فراوانی در عقب و گاها جلوی خود هستند. برخی از این پورتها نظیر USB و HDMI واضح هستند اما گروهی کمتر شناختهشدهاند؛ به خصوص اگر پورتهایی قدیمی باشند که امروزه کاربرد سابق را ندارند.به هر حال بد نیست از تمامی پورتهای سیستم خود اطلاع داشتهباشید و به همن دلیل در این پست به معرفی آنها صرف نظر از کاربرد و قدمت میپردازیم.

برای تسهیل کار، پورتها را در سه دستهی ویدیویی، جانبی و غیره تقسیم کردهایم و در هر کدام طبق تاریخ عرضه از قدیم به جدید حرکت میکنیم.

یکی از نخستین پورتهای ویدیویی که در سال ۱۹۵۰ و همزمان با عرضهی تلویزیونهای رنگی معرفی شد و بسیاری از تلویزیونها و مانیتورهای قدیمی از آن استفاده میکردند.

پورت گرافیک در سال ۱۹۸۷ به هدف تخصیص یک خروجی به مانیتور تعبیه شد. این پورتها معمولا دو پیچ در کنار خود دارند و به این ترتیب از محکم بودن اتصال اطمینان حاصل میکنند. امروزه پورتهای HDMI و DisplayPort تا حد زیادی جای این پورت قدیمی را گرفتهاند. این پورت تنها تصویر را منتقل کرده و فاقد صدا است.

این پورت نیز در سال ۱۹۸۷ معرفی شد و با داشتن ۴ پین(در مقایسه با ۱۵ پین VGA) باز هم تنها تصویر را منتقل میکرد. این پورت را میتوان یک نوع برآیند برای دو مدل قبلی دانست.

این پورت از VGA استاندارد کوچکتر است و پینهای کمتری دارد و در دستگاههای کوچکتر نظیر لپتاپ دیده میشود. لازم به ذکر است که این پورت هم مانند نسخهی استاندارد خود امروزه کمتر دیده شده و جای خود را به HDMI و DisplayPort دادهاست.

در دههی ۹۰ میلادی و به هدف جانشینی VGA عرضهشد. این پورت ۲۴ پین داشت و با کارآیی بیشتری به انتقال تصویر میپرداخت. پورت DVI در سه نوع D(دیجیتال)،A(آنالوگ)، I(آنالوگ و دیجیتال) موجود بود و بسته به نوع خود تا ۲۰۴۸*۱۱۵۲ یا ۲۵۶۰*۱۶۰۰ را در فریمریت ۶۰هرتز ساپورت میکرد.

اپل این پورت را برای PowerBook، MacBook و iMac در دههی ۲۰۰۰ عرضه کرد و مورد انتقاد بالایی هم قرار گرفت. کاربران این حرکت اپل را روشی برای کسب پول بیشتر دانستند؛ چراکه برای استفاده از آن کاربران به آداپتوری مخصوص هم نیاز داشتند که به صورت جداگانه باید خریده میشد.

این مورد هم توسط اپل به بازار عرضه شد و هدف اصلی ساخت آن، همگام بودن با اندازهی کوچکتر محصولات اپل بود. این پورت هم مانند مورد قبلی نیازمند آداپتوری مخصوص بود.

این پورت در اوایل دههی ۲۰۰۰ میلادی و به عنوان راهی ساده برای انوع ورودیها عرضه شد و اولین پورتی بود که هم صدا و هم تصویر را انتقال میداد. امروزه هم HDMI کاربرد زیادی دارد و بر روی بسیاری از دستگاههای مختلف مشاهده میشود و تقریبا یک جایگزین کامل برای VGA محسوب میشود. ضمنا دو مدل mini و micro این پورت بر روی تبلت و گوشیها هم یافت میشود که البته بر روی هیچ کامپیوتری وجود ندارند.

امروزه HDMI پورت اصلی ویدویی محسوب میشود اما این به معنای کامل بودن آن نیست. واضحترین مشکل پورت HDMI اجرای رزولوشن ۴K و نیز عدم پشتیبانی صحیح از چندین مانیتور به صورت همزمان است. نقطه قوت DispalPort در همین بخش است. این پورت در سال ۲۰۰۶ عرضه شد و برای روزلوشنهای بیش از ۱۰۸۰ مطمئنترین و بهترین پورت محسوب میشود و نصب آن بر روی دستگاهها برخلاف HDMI کاملا رایگان است.

این پورت کوچک هم ساختهی اپل است و تا همین اخیرا بر روی بیشتر MacBook ها استفاده میشد. اکنون مدتی است که Thunderbolt اپل جایگزین آن شدهاست. دیگر استفادهی آن بر روی بسیاری لپتاپها و کارتهای گرافیک سیستمهای خانگی است.اتصالگر Thunderbolt ½ از همان اتصالگر فیزیکی این پورت استفاده میکند(در ادامه بیشتر به این موضوع میپردازیم) و البته اطلاعات غیر صوتی و تصویری را هم منتقل میکند.

این پورت به موس و کیبوردهای قدیمی متصل میشود و امروزه USB جای آن را گرفتهاست. بیشتر مادربوردهای امروزی همچنان از این پورت هم پشتیبانی میکنند؛ اما میتوان گفت که این پورت دیگر به پایان زمان خود رسیدهاست.
همانطور که میدانید بسیاری از وسایل از این پورت استفاده میکنند و از اواسط دههی ۹۰ تا کنون هنوز یکی از مهمترین پورتها است. USB 1.0 در سال ۱۹۹۶ عرضه شد و تا سرعت ۱۲Mbps را پشتیبانی میکرد. نسخهی ۱٫۱ آن هم در سال ۱۹۹۸ آمد و امکان بلندتر کردن کابل به آن اضافه شد.

USB2.0 در سال ۲۰۰۰ معرفی شد و سرعت آن به ۴۸۰Mbps(400 برابر نسخهی قبل!) رسید.
USB 3.0 هم سال ۲۰۰۸ پا به عرصه گذاشت و سرعت سرسامآور ۴٫۸Gbps را به کاربران معرفی کرد که در نسخهی ۳٫۱ (عرضهشده در ۲۰۱۳) به ۱۰Gbps رسید. نهایتا هم در سال ۲۰۱۷ USB 3.2 آمد و سرعت نسخهی قبلی را ۲ برابر کرده و به ۲۰Gbps رساند.

این پورت مشهور اپل به کمک اینتل ساختهشد و در سال ۲۰۱۱ به صورت رسمی به بازار آمد. دو نسخهی اول آن از همان اتصالگر mini-DisplayPort استفاده میکرد و این Thunderbolt3 بود که USB-C را جایگزین آن کرد. این نسخه توانایی پشتیبانی از دو مانیتور ۴K در رفرشریت ۶۰Hz و یا یک مانیتور در ریت ۱۲۰Hz را دارد. پورت Thunderbolt3 بیشتر بر روی محصولات اپل دیده میشود و البته برخی لپتاپهای قدرتمند هم آن را بر روی مادربورد خود دارند.
در سال ۲۰۱۷ ارزش هر بیتکوین از ۹۶۳ دلار ناگهان به ۱۹۶۹۴ دلار رسید و هر اتریوم که تا پیش از آن تنها ۸ دلار قیمت داشت، حالا به مرز ۷۴۷ دلار رسیده است. قیمتها بالا و پایین شد اما در نهایت چیزی که در حال حاضر عیان است، ارزش بسیار زیاد ارزهای مجازی در محیط اینترنت است.
اما یک نکته برای کسانی که خیلی به این امور وارد نیستند مجهول میماند. مگر اینها همه ارزهای مجازی نیستند؟ پس چرا قیمتها و شیوهی استخراج آنها متفاوت است؟ برای این کار ابتدا به شیوه کارکرد هر کدام از این دو ارز رمزپایه به صورت جدا خواهیم پرداخت و سپس یک نمای کلی از تفاوتهایشان را ترسیم میکنیم.
بیتکوین ارزی مجازی است که هدفگذاریاش به این منظور بوده:
تمام این موارد به واسطه بلاکچین قوی و شبکه peer-to-peer یا همان اتصال مستقیم دو طرف به یکدیگر امکان پذیر میشود.

شیوه کار بلاکچین به گونهای است که با دنبال کردن همهی داد و ستدهایی که با این ارز انجام شده، آنها را به صورت هر ده دقیقه یک بار به عنوان یک بلوک جدید به انتهای فایل پیشین اضافه میکند. در واقع به این وسیله دارایی فعلی شما نیست که رصد میشود، با رصد تمام داد و ستدها در گذشته، دارایی شما به صورت خودکار مشخص است و هیچ ردی از اینکه شما با چه کسی این داد و ستد را انجام دادهاید باقی نمیماند.
با توجه به اینکه تمام تراکنشها در هزاران سرور به صورت کاملا رمزگذاری شده انجام میشود، ناشناس بودن طرفین داد و ستد کاملا تضمین شده است. اما این سرورها در واقع همان دستگاههایی هستند که برای استخراج بیتکوین، منابع خود را در اختیار سیستم میگذارند. برای دریافت یا ارسال بیتکوین شما به کیف پول بیتکوین احتیاج دارید که در واقع یک آدرس عمومی و یک کد خصوصی است که به راحتی بتوانید به دارایی خود دسترسی داشته باشید. این دارایی نیز به صورت کاملا ناشناس جایی محفوظ مانده و اطلاعاتش برای کسی فاش نمیشود.
اتریوم از بسیاری جهات کاملا شبیه به بیتکوین است. شبکهای بسیار بزرگ در دنیا که کامپیوترها به صورت مستقیم به یکدیگر متصل هستند. بلاکچین اتریوم شبیه به بیتکوین است البته با تفاوتهایی که در ادامه به شما خواهیم گفت.

نکته کلیدی اتریوم، smart contract (قرارداد هوشمند) است. کل پلتفرم اترویم دارای یک زبان برنامه نویسی با نام Solidity است که به کاربرانش اجازه میدهد تا اسکریپت اتریوم را بنویسند و این اسکپریت در واقع همان قرارداد هوشمند است. این اسکریپت وقتی در فضای اینترنت اجرا میشود، شما به نودهای موجود در سراسر دنیا متصل خواهید شد.
تمام نودها در اتریوم همانند بیتکوین، دارای بلاکچین هستند و کسانی که دستگاه خود را در اختیار سیستم قرار میدهند به استخراج اتریوم مشغول میشود. با توجه به ساختار متفاوت اتریوم است که به ارز آن، ارز قابل برنامهریزی میگویند. به این خاطر که ارز حاصله پولی حاصل از اجرای کدهاست.
سخن کوتاه این است که بیتکوین تنها یک ارز مجازی بوده اما اتریوم چیزی فراتر از اینهاست که سعی داشته به گونهای عمل کند تا در سالهای آتی نقشی ماثر ایفا کند و ارزش خود را از دست ندهد. در زمینه تکنولوژیک نیز تفاوتهایی وجود دارد. مثلا بلاکهای بیتکوین هر ده دقیقه ذخیره میشوند در صورتی که برای اتریوم این زمان تنها ۱۵ ثانیه است و تراکنشهای شما خیلی سریعتر تایید میشود.
بیتکوینی که شما در زمان و منابعی مشخص استخراج میکنید، هر چهار سال نصف میشود و در نهایت تنها ۲۱ میلیون بیتکوین باقی خواهد ماند و وقتی ارزهای استخراج شده به این عدد رسید، استخراج متوقف میشود. اما تریوم به ازای هر سال ۱۸ میلیون خواهد بود و همیشه ارزی جدید برای دستیابی وجود خواهد داشت.
![]()
در بیتکوین شما نیاز به تجهیزاتی قوی و بعضا خاص دارید تا شما را به درگاههای اصلی متصل کند تا بهترین نتیجه را کسب کنید در صورتی که برای استخراج اتریوم شما تنها از GPU استفاده حداکثری خواهید داشت. در نهایت اگر ما بیتکوین را طلایی مجازی بنامیم با حجمی مشخص و ارزشی بالا، اتریوم است که یک ارز مجازی خواهد بود. تجدیدپذیر، مدرن و در دسترستر.